close
متخصص ارتودنسی
 دخترک نابینا
loading...

پایگاه تفریحی افسانه ای | سرگرمی | آموزش | دانلود | تازه ها

دختري بود نابينا که از خودش تنفر داشت که از تمام دنيا تنفر داشت و فقط يکنفر را دوست داشت ♦♦♦دلداده اش را♦♦♦ و با او چنين گفته بود: اگر روزي قادر به ديدن باشم حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم عروس درگاه تو خواهم شد. ♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥♥ و چنين شد که آمد آن روزي که يک نفر پيدا شد که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد و دختر آسمان را ديد و زمين را رودخانه ها و درختها را آدميان و…

آخرین ارسال های انجمن

دخترک نابینا

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
♦♦♦دلداده اش را♦♦♦
و با او چنين گفته بود:
اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس درگاه تو خواهم شد.
♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥♥

و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥♥

دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد:
«بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام»
♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥♥

دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت:
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟»
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست
♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥♥

دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
«پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي»
ADMIN بازدید : 70 پنجشنبه 07 آذر 1392 زمان : 16:21 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 23
  • کل نظرات : 10
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 7
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 1
  • بازدید امروز : 70
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 71
  • بازدید ماه : 96
  • بازدید سال : 683
  • بازدید کلی : 13,185